تبليغاتX
دفتر مجازی دل نوشته ها

دفتر مجازی دل نوشته ها

و نون حرف اول "نیاز" است, آنجا که نام کوچک من ختم می شود

حلالم کنید

 يا حق علی حق
سلام بر تو اي علي (ع) که با آمدنت کعبه شکافت تا به ظلمت زدگان اعلام کند شکافنده تاريکي و جهل و امام نور و حکمت آمد.
و سلام بر تو که آمدن و رفتنت با شکاف همراه بود شکافي که خبر از عدالت و زيبايي براي ما آورد و شکافي که رهايي از زندان را به تو نويد داد.
 تصوبر زير عکسي است از شکاف کعبه که فاطمه بنت اسد مادر امام علي در وقت ولادت ايشان از آن داخل شد.اين شکاف هنوز هم باقي است و تلاش‏هاي کوردلان براي ازبين بردن آن به جايي نرسيده.
سلام. به لطف خدا و اهل بیت علیهم السلام به همراه خانواده عازم سفر معنوی حج عمره هستم.
انشاءلله توی بقیع، توی مسجدالنبی کنار قبر پیغمبر و روبروی زادگاه امیرالمومنین که کعبه بخاطر علی علیه السلام کعبه شد تمام دوستان رو دعا کنم...از شما عزیزان عاجزانه طلب حلالیت می کنم.

حلالم کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/03ساعت 16:5  توسط عاشق گمنام  | 

ایکاش زندگی فوتبال بود ، ناخوشی را پاس می دادیم ، جدایی را شوت می کردیم ، بی وفایی را خطا می گرفتیم، غم را آفساید و محبت را گل می کردیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/29ساعت 16:39  توسط عاشق گمنام  | 

سلطان علی موسی الرضا علیه السلام

در مورد مناجات آقا سید جواد ذاکر که واقعا دلو هوایی حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام می کنه نظراتتون رو بدید و انشالله این مناجات زیبا به صورت موقت یعنی برای دو الی سه روز خواهد بود و هدف استفاده ی دوستان است. لذت ببرید.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/26ساعت 17:41  توسط عاشق گمنام  | 

قلب کوچولویه من

من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو.

قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،‌ مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت می‌کند. قلب واقعی هم اگه خالی شه و خون بهش نرسه از کار میفته...

برای همین هم، مدتی ست دارم فکر می‌کنم این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم؛  یعنی، راستش، چطور بگویم؟‌ دلم می‌خواهد تمام تمام این قلب کوچولو را مثل یک خانه قشنگ کوچولو، به کسی بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم... یا... نمی‌دانم... کسی که خیلی خوب است، کسی که واقعا حقش است توی قلب خیلی کوچولو و تمیز من خانه داشته باشد.

خب راست می گم دیگه. نه؟

‌قلب، مهمان خانه نیست که آدم‌ها بیایند، دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانه‌ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد...

قلب، راستش نمی‌دانم چیست، اما این را می‌دانم که فقط جای آدم‌های خیلی خیلی خوب است ـ برای همیشه ...

قلب واقعی (قلب انسان) چهار حفره دارد. که شامل دو دهلیز در بالا و دو بطن در پایین می باشد. ما اگر زنده ایم به مدد انقباضات قلبمان است. و وقتی که می میریم این قلبمان است که از کار افتاده...کار قلب پمپاژ خون به سراسر بدن است...درست مثل همان قلب مجازی (روح) است که هنگام خوشی ها سراسر وجودمونو شادی فرا می گیره و وقته حزن و اندوهش هم همینطور...قالو سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا...الله اکبر...قلب مومن چیست که خدا می فرماید جایگاه من در آن است نه در آسمان ها و زمین...!!!...سبحان الله...سبحان الله. علی بن ابیطالب امیرالمومنین فرموده اند: من در خانه قلبم نشستم و غیر خدا را راه ندادم. یا علی حق علی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/21ساعت 12:33  توسط عاشق گمنام  | 

کمثل الکلب

مطلب بسیار آموزنده ای از كلام گهربار امام علی علیه السلام:

خوشا به حال مؤمنی كه زندگی اش (برای یافتن بعضی از صفات نیك) مانند زندگی (معنی دار) سگ باشد، چون در این حیوان 10 خصلت نیكو وجود دارد:

1- سگ در میان مردم قدر و قیمتی ندارد و این حال مسكینان است.
2- سگ، مال و ثروت و ملكی ندارد، و این صفت مجردان است.
3- سگ، خانه و لانه معینی ندارد و هر كجا كه برود، رفته است و این حال متوكلان است.
4- سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است....باقیش رو توی ادامه مطلب بخون.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 6:32  توسط عاشق گمنام  | 

علی علیه السلام-فرزند کعبه

فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد. فاطمه وارد کعبه شد، و ديوار به هم پيوست. فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود. و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت: پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علی  بگذار . 

ღ♥ღ

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را به همه شما تبریک میگویم.

ღ♥ღ

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه؟ پول هر دو از جیب بابا میره

این هم واسه همه ی پدرهای مهربون روی زمین: آفتاب مهربانی، سایه ی تو بر سر من، ای که در پای تو پیچید، ساقه ی نیلوفر من.  پدرم تو آفتاب زندگی ام هستی. آفتابی که امیدوارم هیچگاه غروب نکند.

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

                                             با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

                                             هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 19:32  توسط عاشق گمنام  | 

آیا گریه كردن كافیست؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 19:49  توسط عاشق گمنام  | 

اگر کسی را دوست داری

شکسپیر: اگر کسی را دوست داری رهایش کن اگر سوی تو برگشت از آن

توست و اگر برنگشت از اول برای تو  نبوده.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/08ساعت 11:0  توسط عاشق گمنام  | 

به اینترنت Connect شدم، رفتم توی سایت yahoo و ایمیلمو چک کردم...یه دوست نزدیک ولی دور بهم ایمیل داده بود...توی ایمیلش، به قول خودش خاطره تعریف کرده بود...اما من اسمشو دردودل میزارم...وقتی ایمیلش رو میخوندم یه جاهاییش ناراحت میشدمو یه جاهایی هم خندم میگرفت...نتونستم جواب ایمیلش رو بخوبی بدم...چون کلی تیکه بهم پرونده بود...دوست عزیزم هرچه گشتم جز تو لایق تر ندیدم...حالا دوست کی باشه به خودتون بستگی داره...یه نصیحت که نه...وصیت بهتون میکنم:

هر بار مسئله ای باعث شد كه كدورتی میان شما و دوستتان  پیش آید، فكر كنید كه بهار نزدیك است و ما باید خانه تكانی كنیم...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 19:29  توسط عاشق گمنام  | 

بدون شرح

...اگر اومدنو بهتون یه بلیط سفر به حج عمره دادن، و گفتن شما تا چند روز دیگر عازم به مکه و مدینه هستید، و شما رو به رفتن به خانه خدا، زادگاه امیرالمومنین، حرم رسول خدا و زیارت ائمه بقیع دعوت کردن،

چه عکس العملی نشون میدید؟

چه احساسی پیدا میکنید؟

آیا قبول میکنید؟ آیا تا بحال تجربه کرده اید؟

منتظر جواب های شما هستم. لطفا جواب های خود را در نظر بدهید به یادگار ثبت کنید.

اخوی یادت نره، جواب بدیا...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 8:39  توسط عاشق گمنام  |